تبليغاتX
برای تازه شدن،دیر نیست











برای تازه شدن،دیر نیست

حرف هاي يه عاشق دل شكسته
كاشكي مي دونستي...

 

کاشکی می دونستی دلم داره واست پر می زنه

 تو لحظه های ناب تو ستاره چشمک می زنه

کاشکی می شد نگاهمون تو راه عشق جا نمونه

بغض گلوی هر دومون اسير زندون نمونه

 کاشکی تو راهه عاشقی ديگه کسی کم نياره

 تو جاده های بی کسی دل به تمنا نياره

 کاشکی شب يلدا بياد از پشت پرچين نگاه

 هزار و يک شب بخونيم از عشقمون با يک نگاه...

                                           

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت14:8توسط سارا |
دوستت دارم

 

 

Sadمنتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگيرم در چشمانت خيره شوم

دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم ... منتظر لحظه ای هستم که در

کنارت بشينم سر رو شانه هايت بگذارم ... از عشق تو ... از داشتن

تو ... اشک شوق ريزم ...منتظر لحظه ای هستم ...

لحظه ای مقدس ... منتظر لحظه ی پيوند ... که تو را در اغوش گيرم ...

بوسه ای از سر عشق تقديم تو کنم ... و با تمام وجودم عشقم و قلبم

را به تو هديه کنم ... اری من منتظرم ... منتظر لحظه ای پاک و مقدس

که به تو بگويم هستی ام ... هم نفسم ...

مونس شب های بی قراری ام ... من دوستت دارم ... و عشقم و

وجودم را به تو تقديم ميکنم ... اری من عاشق توام ... و عاشقانه تو را میپرستم ...WinkSad

2222222

 

+نوشته شده در پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت14:4توسط سارا |
دور از تو

اون روزاي قشنگي كه با هم بوديم يادت بيار

كه ميگفتي به چشات بي تو شبا خواب نمياد

يه نگاه به قبلنا كن خوشي بود تو لحظه ها

حالا كه داري ميري بگو چي مي بيني تو چشام

عزيزم حالا چي شد دلت يه هو اينجوري شد

تو كه بي وفا نبودي اهل اين حرفا نبودي

دارم از غصه ميمرم چي شده با من غريبي

بي تو من تو صد تا تقويم يه خزون بي بهارم

نگو كه دوستم نداري آخه من باور ندارم

 نگو نميتوني ديگه با من بموني

نگو درد من و عزيزم نميدوني

نگو ميرم ديگه پيدام نميشه بايد تنها بموني

چه جوري به نبودنت عادت كنم

 چه جوري بغض سنگين تو گلومو بشكنم

تو اتاقم كه هنوز پر از عطر توهه

كاش ميشد يه جوري خودمو راحت كنم...

 

روز آشنايي مون بود چقدر قشنگ

حرفات به دل نشست چقدر قشنگ

يه نگاه به قديم كن بود لحظه ها خوش

حالا تو نيستي و شده همه لحظه هام خشك

آرامش داشتن با ديدن اون صورت زيبات

اما تركم كردي با خوشونت بيجات

تو گفتي احساسي نه اهل عشوه

تو گفتي قلب صميميت اهل عشقه

يادته بهم دادي روي يه كاغذ نوشته ي كمي

تو مي گفتي تو بدي هامم فرشته ي مني

يادمه مي گفتي تو تنها ستاره مني

 

نو واسم ميمردي با تنها اشاره كمي

چه روزاي خوش و خاطراتي داشتيم با هم

من و تو با بديهامون هم و خواستيم بازم

نگو بايد بري نگو نميشه بموني

نگو اسممو زير لب ديگه نميشه بخوني

بزار ستاره ها 

به جاي ما قضاوت كنن

اين تو بودي كه باعث شي بهت عادت كنم

حرفات قشنگ بود بر عكس باطنت

زنده ميشه حتي از عكست خاطره

من كه همه دل خوشي هام بود از تو

حالا تو كجا من كجا دور از تو

بگو بي معرفت تا حالا  گفتم ازت بد به كي؟

دليلي داره همه جا ازم بد بگي؟

واسه من تنها همين وجودت بسه

اگه بگم فراموشت كردم دروغه محضه

نه عاشق نگاتم نه عاشق صدات

نه حوسي و مست اون سايه ي چشات

من ديونتم آره ديونه وجودت

دوستت دارم نمي شكنه ديونه غرورت

ديگه واسم غريبي ولي غريب آشنا

من با امثال تو شدم واسه هميشه آشنا...

+نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت21:18توسط سارا |
شکلات

  با يه شكلات شروع شد

من يه شكلات گذاشتم تو دستش اونم يه شكلات گذاشت تو دست من

من بچه بودم اونم بچه بود

سرم رو بالا كردم سرش و بالا كرد ديد كه منو ميشناسه

خنديدم

گفت: دوستيم؟
گفتم: دوست دوست

گفت: تا كجا؟

گفتم: دوستي كه تا نداره

گفت: تا مرگ؟

خنديدمو گفتم: من كه گفتم تا نداره

گفت: باشه تا پس از مرگ

گفتم: نه نه نه نه تا نداره

گفت: قبول تا اونجا كه دوباره همه زنده ميشن يعني زندگي پس از مرگ

بازم با هم دوستيم تا بهشت تا جهنم تا هرجا كه باشه من و تو با هم دوستيم

خنديدمو گفتم: تو براش تا هر كجا كه دلت مي خواد يه تا بزار اصلا يه تا بكش از سر اين دنيا تا اون دنيا اما من اصلا براش تا نمي زارم

نگام كرد نگاش كردم

مي دونستم اون مي خواست حتما دوستي ما تا داشته باشه دوستي بدون تا رو نمي فهميد...

گفت بيا برا دوستيمون يه نشونه بزاريم

گفتم: باشه تو بزار

گفت: شكلات

هر بار كه همديگه رو ميبينيم يه شكلات مال تو يكي مال من باشه؟

گفتم: باشه

هر بار يه شكلات مي زاشتم تو دستش اونم يه شكلات تو دست من

باز همديگه رو نگاه مي كرديم يعني كه دوستيم دوست دوست

من شكلاتمو باز مي كردم مي زاشتم تو دهنمو تند و تند مي مكيدم

مي گفت: شكمو، تو دوست شكموي مني

بعد شكلاتشو مي زاشت توي يه صندوقچه ي كوچولوي قشنگ

مي گفتم: بخورش

مي گفت: تموم ميشه مي خوام تموم نشه براي هميشه بمونه

صندوقش پر از شكلات شده بود هيچ كدومشو نمي خورد من همشو خورده بودم

گفتم: اگه يه روز شكلاتاتو مورچه ها بخورن يا كرما اون وقت چي كار ميكني؟

گفت: مواظبشون هستم

مي گفت: مي خوام نگهشون دارم تا موقعي كه دوست هستيم

منم شكلاتامو مي زاشتم تو دهنم  مي گفتم: نه نه نه نه تا نه، دوستي كه تا نداره...

1 سال، 2 سال، 4 سال، 7 سال، 10 سال، 20 سال شده اون بزرگ شده منم بزرگ شدم من همه ي شكلاتامو خوردم اون همه ي شكلاناشو نگه داشته

اون اومده امشب تا خداحافظي كنيم مي خواد بره، بره اون دور دورا ميگه ميرم اما زود بر ميگردم، من كه ميدونم ميره بر نمي گرده

يادش رفت شكلات به من بده من كه يادم نرفته يه شكلات گذاشتم تو دستش گفتم: اين براي خوردن، يه شكلاتم كف اون دستش گفتم: اينم آخرين شكلات براي صندوق كوچيكت

يادش رفته بود كه صندوقي داره براي شكلاتاش هر دو تا رو خورد، خنديدم مي

دونستم دوستي من تا نداره دوستي اون تا داره مثل هميشه...

خوب شد همه ي شكلاتامو خوردم اما اون هيچ كدومو نخورد حالا با يه صندوق پر از شكلات هاي نخورده چي كار ميكنه؟

اي خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
+نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت14:34توسط سارا |
جواب نظرها
 

 

بجه ها من مي خوام مثل وبلاگ قبليم جواب نظرها رو تو وبلاگم بدم

 از همگی واسه نظرهای نازتون ممنونمღ ღ ღ

داداش عباس گلم مرسي خيلي ماهي الهي آجيت واست پر پر شه

آقا يا خانم حسود اگه خيلي ادعاي شاخ بودنت ميشه به آيديم پي ام بده تا باهات كل كل كنم خودتم معرفي كن ترسو چشات زير پاهام  الهي بميريمردي از حسادت نه؟راستي ني ني اگه سوختي بگو آتيش نشاني خبر كنم

ميمونك چيتوز ادد شدي بيا عرعر كن بيبينم چي ميگي؟

سارا تو هم دهنتو ببند.... خانم

چيتوز دهنتو ببند ما ديگه با تو حرفي نداري آيديمو ادد كردي اونجا بيا حرف بزن

آجي مرجان آجي مينا و داداش رضا مرسي كه سر زديد خيلي ماهيد درست مثل خودم

سلام معذرت مي خوام ببخشيد دير اومدم واسه تشكر از همتون بابت نظرهاي نانازتون ممنونم

 

سلام ممنونم که بهم سر میزنید و معذرت می خوام که دیر بهتون سر میزنم همتون گلید مثل خودم

 

سلام علی(دور از تو) علی چرا منو فراموش نمیکنی؟ بابا من آدمم؟

 

بوس واسه هوتون خیلی گلید

 

علی معذرت خواهی واسه چی؟

 

 s4uw6r.gifs4uw6r.gifs4uw6r.gifs4uw6r.gif

+نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت22:24توسط سارا |
من اومدم چشم حسودا کور
بچه ها من دوباره اومدم بتركونم اومدم بگم چشم حسودا كور

وبلاگ قبليم www.afifabad.blogfa.com به كوري چشم حسودا به دليل داشتن طرفدار زياد از دست رفت البته حك نشدا به خدا حك نشد پسوردشو يادم رفت ديگه نشود كه باهاش آپ كنم ميدونم نفرين حسودا بود اما حالات به كوري چشم حسودا بازم وبلاگ ميسازم

 

اين وبلاگ رو با كمك داداش عباسم  ميسازم مرسي كه بهم روحيه داد تا بتونم دوباره شروع كنم البته گفته باشما اين وبلاگ من تنهاست  عباس فقط كمكم ميكنن

 

دوستت دارم داداشي 

بازم به كوري چشم حسودا

داداشي جونم  فرشته اي  البته به خودم رفتي  خيلي ماهي درست مثل خودم اين گلهاي نانازي هم تقديم به تو

راستي اولين شعرمو 1 ماه ديگه آپ ميكنم بهم سر بزنيد بوس فعلا باي

ميدونم دلتون برام تنگ ميشه اما قول ميدم زودي برگردم باي باي

راستي اينم بگم ايشاالله هر كي دعا كرده بود كه پسورد اون وبلاگم يادم بره،بره زير ماشين خودم ميكشمش با همين ماشينم     آخيش راحت شدم حالا باي

+نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت17:41توسط سارا |